معنی ممشوط
9 بازدید
[ مَ ] (ع ص) شانه کرده. (ناظم الاطباء). شانه کرده شده. || مرد اندک دراز و باریک اندام: رجل ممشوط؛ مردی که در وی درازی و نازکی و باریکی باشد. (از اقرب الموارد). || شتر داغ کرده به داغ مشط. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج): بعیر ممشوط؛ شتری که با داغ مشط (نوعی داغْ شتران را) داغ شده باشد. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ممشوط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وط» برای سرودن شعر