معنی ممشوقة
7 بازدید
[ مَ قَ ] (ع ص) جاریة ممشوقة؛ دختر حسینهٔ کشیده بالا. (منتهی الارب) (آنندراج). دختر خوشگل کشیده بالا. (ناظم الاطباء). نیک کشیده بالا و اندک گوشت. (از اقرب الموارد): وآن قلم بین در بنانش چون یکی ممشوقه ای گه نشیب و گه فراز و گاه وصل و گاه نای. منوچهری.
کلمات همقافیه با «ممشوقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر