معنی ممتاز گرجی
6 بازدید
[ مُ زِ گُ ] (اِخ) فضل علی بیک شاعر. نوادهٔ اصلان بیک از رجال دورهٔ شاه سلیمان صفوی است. از اوست: تا گرمی رخسار ترا دید نگاهم در چشم ترم چون مژه خشکید نگاهم از دیده برون یکسر مژگان ننهد پای تا گشت ز دیدار تو نومید نگاهم. (از تذکرهٔ نصرآبادی ص ۴۵ و تذکرهٔ صبح گلشن ص ۴۵۲ و قاموس الاعلام ترکی و فرهنگ سخنوران).
کلمات همقافیه با «ممتاز گرجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر