معنی ممتاز لکهنویی

معنی ممتاز لکهنویی

5 بازدید
[ مُ زِ لَ هَ ] (اِخ) ممتازالدوله سیدعبدالحی خان بن مولوی سیدعبدالرزاق به سال ۱۲۷۷ متولد شد، صاحب کمال و شاعر بود. برخی از احوال او در تذکره های صبح گلشن (ص ۴۴۹) و روز روشن (ص ۷۶۵) آمده. از اوست: بردار دل ز عشق که بیهوشی آورد چشم از نگار بند که مدهوشی آورد. و نیز: فال سنت زن و سرمایهٔ ایمان دریاب راه حق از روش شاه رسولان دریاب.
[ مُ زِ لَ هَ ] (اِخ) مولوی احسان اللََّه خان فرزند شیخ عظمةاللََّه مقیم قصبهٔ اونام از مضافات لکهنو. ادیب و شاعر بود (قرن سیزدهم). از اوست: خداوندا سر و برگ فصاحت ده زبانم را برنگ رنگ گل رنگین کن اوراق بیانم را بیا ممتاز از نای قلم ده نغمه ای بیرون که در گوش رضا گیرند یاران داستانم را. (از تذکرهٔ روز روشن ص ۷۶۷).

کلمات هم‌قافیه با «ممتاز لکهنویی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید