معنی ملکشکار
4 بازدید
[ مَ لِ شِ ] (ص مرکب) شکار کنندهٔ ملک. که شاهان را از پای درآورد. که شاهان را مغلوب کند: میربزرگ نامی، گرد گران سلیحی شیر ملک شکاری، شاه جهان گشایی.فرخی.
کلمات همقافیه با «ملکشکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر