معنی ملکشاهی
6 بازدید
[ مَ لِ ] (ص نسبی) منسوب به ملکشاه : دشمن از تیغ ملکشاهی حذر کرد و برفت زآنکه تیغش صاعقه ست و دشمنش دیواختر است. امیرمعزی (دیوان چ اقبال ص ۹۶). || ملکی. جلالی (تاریخ، ماه، سال): تاریخ ملکشاهی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ مَ لِ ] (اِخ) یکی از طوایف پشت کوه، از ایلات کرد ایران است که شامل شعب بسیاری است. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ۶۸). و رجوع به همین مأخذ شود.
کلمات همقافیه با «ملکشاهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر