معنی ملکشه
5 بازدید
[ مَ لِ شَ هْ ] (اِخ) مخفف ملکشاه : ملکشه آب و آتش بود رفت آن آب و مرد آتش کنون خاکستر و خاکی است مانده در سپاهانش. خاقانی. اتابک است ز بهر نظام گوهر ملک ملکشهی که مجاهد نظام او زیبد.خاقانی. یک چند اگر برادر و مادرت رفته هم صد چون ملکشهش گرو آستان شده. خاقانی. وآن ملک را که بد ملکشه نام بود دین پروری چو خواجه نظام. نظامی (هفت پیکر چ وحید دستگردی ص ۳۲). و رجوع به ملکشاه شود.
کلمات همقافیه با «ملکشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر