معنی ملکشاه ثانی
6 بازدید
[ مَ لِ هِ ] (اِخ) ابن برکیارق بن ملکشاه بن الب ارسلان سلجوقی. وی پس از مرگ پدر به سال ۴۹۸ هـ . ق. به یاری دو غلام خود ایاز و صدقه به سلطنت رسید، اما در همان سال از سپاه عم خود محمدبن ملکشاه بن الب ارسلان شکست خورد و محبوس گردید. و رجوع به طبقات سلاطین اسلام ص ۱۳۵ و ابن الاثیر ج ۱۰ ص ۱۵۹ و تاریخ گزیده چ لندن ص ۴۵۳ و ۴۵۴ و حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۵۰۳ و اخبار الدولة السلجوقیه ص ۷۸ و ۷۹ شود.[ مَ لِ هِ ] (اِخ) قطب الدین. ششمین از سلاطین سلاجقهٔ آسیای صغیر (۵۸۴ -۵۸۸ هـ . ق.). (از طبقات سلاطین اسلام ص ۱۳۷). و رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۵۳۹ شود.
کلمات همقافیه با «ملکشاه ثانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر