معنی ملکران
6 بازدید
[ مُ ] (نف مرکب) اداره کنندهٔ ملک. فرمانروایی کننده. فرمانروا: ناهید لهوگستر و برجیس دین پژوه کیوان شاه پرور و خورشید ملک ران. عثمان مختاری (دیوان چ همایی ص ۴۵۴). و رجوع به ملک راندن و ملک رانی شود.
کلمات همقافیه با «ملکران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر