معنی ملکدیدار
6 بازدید
[ مَ لَ ] (ص مرکب) فرشته رو. فرشته سیما. آنکه چهره ای چون فرشته دارد. زیباروی : فلک قدر ملک دیدار گردون فر دریادل جهان آرای ملک افروز کشورگیر فرمان ران. عمعق (دیوان چ نفیسی ص ۱۹۰).
کلمات همقافیه با «ملکدیدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر