معنی ملکرانی
6 بازدید
[ مُ ] (حامص مرکب) ریاست و حکومت مطلقه. (ناظم الاطباء). فرمانروایی و پادشاهی : از آن بهره ورتر در آفاق کیست که در ملک رانی به انصاف زیست. سعدی (بوستان). و رجوع به ملک ران و ملک راندن شود.
کلمات همقافیه با «ملکرانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر