معنی ملاخ
9 بازدید
[ مَ لْ لا ] (ع ص) غلام ملاخ؛ غلام بسیار گریزنده. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از اقرب الموارد).[ مَ ] (اِ) نام دوایی است مانند اشنان. (برهان). دارویی مانند اشنان. (ناظم الاطباء). نوعی از حمض است شبیه به قلام و آن را شاخه ها باشد بی برگی. لیکن قلام سبز و ملاخ سرخ باشد و آن را با شیر خورند و اهل بصره به زبان پارسی آن را کشلج نامند. (ابن البیطار از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ملّاخ عربی است و به گیاهان شورمزه بسیار مختلف از جمله به «پرپهن» دریایی اطلاق می شود. (حاشیهٔ برهان چ معین).[ مَ ] (اِخ) نام جزیره ای است از جزایر زیر باد که به ملاخه مشهور است. سعدی گوید: ز تاج ملک زاده ای در ملاخ مگر لعلی افتاده در سنگلاخ. و در اکثر نسخ بوستان، مُناخ به جای لام نون دیده شده و به معنی جای خوابانیدن شتر لیکن معنی اول مناسبتر است. (فرهنگ رشیدی) (آنندراج). نام جزیره ای است از جزایر زیرباد و اکنون به ملاخه اشتهار دارد. (برهان). نام شبه جزیره ای از هندوچین واقع در جنوب قارهٔ آسیا در مابین دریای چین و دریای هند که به واسطهٔ تنگهٔ کرا متصل به خشکی می گردد و متقدمین آن را شبه جزیرهٔ طلا می نامیدند و اکنون علمای جغرافیایی فرنگ آن را مالاکا می نامند. (ناظم الاطباء). و رجوع به مالاکا شود.
کلمات همقافیه با «ملاخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اخ» برای سرودن شعر