معنی ملاخاة
7 بازدید
[ مُ ] (ع مص) با هم دوستی کردن و خلاف ورزیدن. لِخاء. || با هم نرمی کردن و آسان فراگرفتن کار. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). نرمی کردن. (از اقرب الموارد). || برافژولیدن بر یکدیگر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). برانگیختن و تحریک کردن بر کسی. (از اقرب الموارد). || دروغ گفتن و به دروغ آراستن سخن را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || نمامی کردن. از لغات اضداد است. (منتهی الارب) (آنندراج). نمامی کردن. (ناظم الاطباء). سخن چینی کردن و آن ضد معنی اول است. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «ملاخاة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اة» برای سرودن شعر