معنی ملاحیة
8 بازدید
[ مَ لْ لا حی یَ / مُ لْ لا حی یَ ] (ع مص جعلی، اِمص) کشتیبانی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). حرفهٔ ملاح. (از اقرب الموارد). || (اِ) شوره گیاه و گویند قاقلی است. (از اقرب الموارد) (از محیطالمحیط).
کلمات همقافیه با «ملاحیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر