معنی مقیمای مقصود
4 بازدید
[ مُ یِ مَ ] (اِخ) پسر ملامقصود علی از شاعران قرن یازدهم هجری است. از اوست: نمی آید ز کس این کار جز بادام چشم تو تب و لرز دل بیمار را از یک نظر بستن. و رجوع به تذکرهٔ نصرآبادی ص ۳۵۵ و ۳۵۶ و فرهنگ سخنوران شود.
کلمات همقافیه با «مقیمای مقصود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر