معنی مقفص
6 بازدید
[ مُ قَ فْ فَ ] (ع ص) ثوب مقفص؛ جامهٔ نگارین به نگار پنجره. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). پارچهٔ مخطط مانند قفص. || کسی که دست و پایش بسته شده باشد، مأخوذ است از قفص که پرنده را در آن محبوس کنند. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مقفص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فص» برای سرودن شعر