معنی مقفز
6 بازدید
[ مُ قَ فْ فَ ] (ع ص) فرس مقفز؛ اسب اَقْفَز. (منتهی الارب) (آنندراج). اسبی که دستش تا آرنج سپید باشد. (ناظم الاطباء). اسبی که سفیدی دستهایش تا آرنج برسد اما پاهایش سفید نباشد. (از اقرب الموارد). و رجوع به اَقْفَر شود. || مرد پایتابه دار. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مقفز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فز» برای سرودن شعر