معنی مقطعات
4 بازدید
[ مُ قَ طْ طَ ] (ع ص، اِ) پاره های جامهٔ نیکو و جامه های کوتاه یا چادرهای نگارین. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). جامه های کوتاه یا بردهای دارای نقش و نگار یا شبه جبه و مانند آن از خز. (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط). || مقطعات الشعر؛ شعرهای سبک وزن و اشعار بحر رجز. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). المقطعات من الشعر؛ شعرهای کوتاه و ارجوزه ها. (از اقرب الموارد) (از محیط المحیط). || (اصطلاح شعر) قطعه ها. در قدیم به جای قطعات گفته می شده است. (صناعات ادبی تألیف همایی از انتشارات دانشکدهٔ مکاتبه ای ج ۱ ص ۱۲۵): هر قصیده که مطلع آن مصرع نباشد اگر چه دراز بود آن را قطعه خوانند و اسم قصیده بر آن اطلاق نکنند و همچنین در رباعی تصریع بیت اول لازم داشته اند تا فرق باشد میان آن و مقطعات دیگر. (المعجم چ دانشگاه ص ۴۱۹). از قصاید و مقطعات درست ترکیب عذب الفاظ لطیف معانی از دواوین مشهور و اشعار مستحسن در فنون مختلف و انواع متفرق طرفی تمام یادگیرد. (المعجم). و رجوع به قطعه شود.
کلمات همقافیه با «مقطعات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر