معنی مقصرة
6 بازدید
[ مِ صَ رَ ] (ع اِ) چوب گازر که جامه بدان کوبند. (مهذب الاسماء). تختهٔ گازر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). چوب گازر. (از ذیل اقرب الموارد).[ مَ صَ رَ ] (ع اِ) شبانگاه. و آمیزش روشنایی شبانگاه. مقصر. [ مَ صَ / مَ صِ ] . (منتهی الارب). آمیزش تاریکی و روشنایی و شبانگاه. ج، مقاصر و مقاصیر. (ناظم الاطباء). شبانگاه. (از اقرب الموارد). || واحد مقاصیرالطریق بر غیر قیاس. (از ذیل اقرب الموارد). و رجوع به مقاصیر شود.[ مُ قَ صْ صَ رَ ] (ع ص) عنق مقصرة؛ گردنهای شترانی که در آنها داغ قصار باشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مقصرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر