معنی مقصص
5 بازدید
[ مُ قَ صْ صَ ] (ع ص) آنکه موی پیش سر وی بریده بود. (مهذب الاسماء). آنکه گیسوهای وی بریده شده باشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || فرس مقصص؛ اسبی دارای موی پیشانی. || رجل مقصص؛ مرد بزرگ سینه. (از اقرب الموارد). || بیت مقصص؛ خانهٔ به گچ کرده. (مهذب الاسماء). مدینه مقصص و قبر مقصص؛ شهر و قبر به گچ اندوده. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مقصص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صص» برای سرودن شعر