معنی مقشب
7 بازدید
[ مُ قَ شْ شَ ] (ع ص) حسب مقشب؛ حسبی که خالص نباشد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجل مقشب الحسب؛ مردی که حسب او خالص نباشد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). که آمیخته به لؤم باشد. (از اقرب الموارد). شوریده حسب. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || طعام مقشب؛ طعامی زهرآلود. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «مقشب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شب» برای سرودن شعر