معنی مقشعر
6 بازدید
[ مُ شَ عِ رر ] (ع ص) فراخه گرفته. ج، قَشاعِر. (منتهی الارب) (آنندراج). فراخه گرفته و آن که از ترس لرزه گرفته باشد. ج، قشاعر. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مقشعر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عر» برای سرودن شعر