معنی مقرمة
4 بازدید
[ مِ رَ مَ ] (ع اِ) پردهٔ رنگین از پشم که در وی نقش ونگار باشد یا پرده تنک. مِقرَم. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به مقرمه شود. || جای نشست از فرش. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). در لسان العرب و محیط المحیط و اقرب الموارد «محبس الفراش» معنی شده، محتملاً صاحب منتهی الارب محبس را مجلس خوانده است.
کلمات همقافیه با «مقرمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر