معنی مقتدی بامراللََّه
6 بازدید
[ مُ تَ بِ اَ رِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) لقب عبداللََّه بن محمد، بیست و هفتمین خلیفهٔ عباسی که پس از نوزده سال و هشت ماه خلافت در ۴۸۷ هـ . ق. وفات نمود. (ناظم الاطباء). ابوالقاسم عبداللََّه بن محمدبن قائم بن مقتدر (۴۴۹-۴۸۷ هـ . ق.). وی پس از فوت جد خود القائم بامراللََّه به سال ۴۶۷ هـ . ق. به خلافت نشست در حالی که بیش از هجده سال از عمر وی نمی گذشت. در مدت خلافت خویش به عمران و آبادی بغداد پرداخت، زنان آوازخوان و بدکار را براند، از جاری شدن آب گرمابه ها به دجله ممانعت کرد و گرمابه داران را به حفر چاهها و فاضل آبها مجبور کرد و اصلاحات دیگری نیز انجام داد. وی از علم و ادب نیز بهره داشت و روزگار او روزگار خیر و آسایش و آرامش بود. به مرگ ناگهانی در بغداد درگذشت. (از الاعلام زرکلی ج ۳ ص ۵۸۱). و رجوع به تجارب السلف ص ۲۸۲ و مجمل التواریخ و القصص ص ۳۸۳ و دستورالوزراء ص ۲۴، ۸۶، ۸۸، ۸۹ و ۱۵۷ و تاریخ اسلام ص ۱۲۴ و کامل ابن اثیر ج ۱۰ ص ۹۴ شود.
کلمات همقافیه با «مقتدی بامراللََّه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «َه» برای سرودن شعر