معنی مقارعت
4 بازدید
[ مُ رَ / رِ عَ ] (از ع، اِمص) مقارعة. واکوفتن دلیران یکدیگر را: طنین ذباب الغضب هیبت از وقع مقارعت هر دو فریقین به گوش روزگار آمد. (مرزبان نامه). و اصحاب شمس المعالی دل بر مقارعت و مماصعت قوم قرار نهادند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۲۶۵). و رجوع به مقارعة شود.
کلمات همقافیه با «مقارعت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عت» برای سرودن شعر