معنی مقارعات
5 بازدید
[ مُ رَ / رِ ] (ع اِ) ضربه ها و تپانچه ها و کوفتگیها. (ناظم الاطباء). جِ مقارعة: مسامع هوا را از اصطکاک مقارعات پرمشغله گردانیدند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۹۲). و رجوع به مقارعة شود.
کلمات همقافیه با «مقارعات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر