معنی مقاتلت

معنی مقاتلت

4 بازدید
[ مُ تَ / تِ لَ ] (از ع، اِمص) مقاتلة. جنگ و کشتار: مقاتلتی عظیم و حربی قوی پدید آمد. (سندبادنامه ص ۲۰۲). میان فریقین مقاتلتی فاحش رفت و از جانبین قتل بسیار افتاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). بدان صفت هر دو حقیقت شمردند که او [قصاب ] از حال اجتماع ایشان [زن قصاب و باغبان ] خبر داشته است و به مقاتلت آمده. (مرزبان نامه چ قزوینی ص ۱۳۴). آن کس که به مقابلت و مقاتلت تلقی کرد... به اتباع و اولاد... نیست گردانید. (جهانگشای جوینی چ قزوینی ج ۱ ص ۱۷). هنگام مقابلت و مقاتلت صفوف سربه سر حشو باشند و هیچ کدام به میدان مبارزات بارز نشوند. (جهانگشای جوینی چ قزوینی ج ۱ ص ۲۳). ایشان در جنگ و مقاتلت مبالغت نمودند. (جهانگشای جوینی ایضاً ص ۶۸). امیر خراسان... به پاسخ گفت که کار ایشان زیادت از آن است که با ایشان مقاومت و مقاتلت توانیم کرد. (سلجوقنامهٔ ظهیری ص ۱۵). و رجوع به مقاتلة شود.

کلمات هم‌قافیه با «مقاتلت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید