معنی مقاتله

معنی مقاتله

4 بازدید
[ مُ تَ / تِ لَ / لِ ] (از ع، اِمص) مأخوذ از تازی، جنگ. پیکار. نبرد. جدال. خونریزی. کشتار. (از ناظم الاطباء). مقاتلة. کشت و کشتار. زد و خورد. قتال. محاربه. مواقعه. مناجزه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): سیمجوریان از نشابور بیایند و با الپتگین مقابله و مقاتله کنند. (چهارمقاله ص ۲۳). او چون فحل مست سر در مقاتله نهاده. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۳۵۱). تا مقاتلة و مقابله با من در خاطر گذراند. (انوار سهیلی). عبیداللََّه بن مسعدة... جامه های او را در بر کرده به مقاتلة شاه مردان شتافت. (حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۵۴۷). صعصعةبن صوحان بانگ بر وی زده، گفت: به سزا و جزای خود برساد که چون تو سگی را به مقاتلهٔ خیرالعباد فرستاد. (حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۵۴۸). معاویه جواب داد که من به مقاتلة کسی رفتم که در شجاعت کم از اشتر نیست. (حبیب السیر چ خیام ج ۱ ص ۵۴۹). - مقاتله کردن؛ با هم جنگ کردن. با یکدیگر کارزار کردن. کشتار کردن : مقاتله و پیکار کنید با گروهی که پیرامن شمایند از کافران. (ظفرنامهٔ یزدی).
[ مُ تِ لَ / لِ ] (از ع، اِ) مردان جنگی. جنگجویان. مقاتلة: از آن جمله شصت هزار هزار درهم به عطیه و بخشش به مقاتله و اهل حرب می دادند. (تاریخ قم ص ۱۸۲). و رجوع به مقاتلة (ع اِ) شود.

کلمات هم‌قافیه با «مقاتله»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «له» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید