معنی مقاتلة
5 بازدید
[ مُ تَ لَ ] (ع مص) کشش و کارزار کردن با کسی. قِتال. قیتال. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). || از نیکی دور گردانیدن خدای کسانی را و ملعون گردانیدن ایشان و گویند قاتلهم اللََّه. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). قاتله اللََّه؛ خدای او را دشمن دارد و بر او لعنت کند. (از اقرب الموارد). || قاتله اللََّه ما اشعره؛ ظاهر این عبارت مخالف معنی حقیقی آن است، زیرا مراد از آن مدح است نه نفرین. (از اقرب الموارد). و این عبارت را در مقام شگفتی گویند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (از معجم متن اللغة).[ مُ تِ لَ ] (ع اِ) مردان جنگی. (السامی) (مهذب الاسماء). کشش و کارزار کنندگان. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). تاء در این کلمه علامت تأنیث است به اعتبار جماعت و واحد آن مقاتل است. (از اقرب الموارد). و رجوع به مقاتله (از ع، اِ) شود.
کلمات همقافیه با «مقاتلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر