معنی مقاتل

معنی مقاتل

5 بازدید
[ مُ تِ ] (ع ص) مقاتله و کارزار کننده. (غیاث) (آنندراج). با هم کارزارکننده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). و رجوع به مقاتلهٔ شود. || جنگجو. سپاهی. مبارز و خونریز. (از ناظم الاطباء): از غفلت و تفریط او (امین خلیفهٔ عباسی) حکایت کنند که علی بن عیسی بن ماهان را با پنجاه هزار سوار مقاتل... از بغداد به خراسان روانه کرد. (تجارب السلف).
[ مُ تَ ] (ع ص) مقاتله و کارزار کرده شده. (غیاث) (آنندراج). با هم کارزار کرده شده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). و رجوع به مقاتلة شود.
[ مَ تِ ] (ع اِ) جِ مَقتل. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به مقتل شود.
[ مُ تِ ] (اِخ) دهی از دهستان چغاپور است که در بخش خورموج شهرستان بوشهر واقع است و ۱۶۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ مُ تِ ] (اِخ) ابن سلیمان بن بشیر خراسانی مروزی، مکنی به ابوالحسن. از محدثین و قراء و به مذهب زیدیه است و دعایی به نام او در کتب ادعیه آمده است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رئیس فرقهٔ مقاتلیه از مذهب مشبهه. (یادداشت ایضاً). او راست: کتاب التفسیر الکبیر، کتاب الناسخ و المنسوخ، کتاب تفسیر الخمس، مائة آیة، کتاب القراءات، کتاب متشابه القرآن، کتاب نوادر التفسیر، کتاب الوجوه و النظائر، کتاب الجوابات فی قرآن و کتب دیگر. (از ابن الندیم، یادداشت ایضاً). از مفسران مشهور است، اصل وی از بلخ است و در مرو تحصیل علم کرد. پس از آنکه مدتی طولانی در خراسان تدریس کرد به بصره و سپس به بغداد رهسپار شد و در آنجا به روایت حدیث پرداخت و به سال ۱۵۰ هـ . ق. در بصره درگذشت. احادیث منقول از وی متروک و غیرموثوق است. و رجوع به مقاتلیه و اعلام زرکلی و قاموس الاعلام ترکی و غزالی نامه ص ۷۲ و تاریخ بخارای نرشخی ص ۶۹ شود.
[ مُ تِ ] (اِخ) ابن عطیة، ملقب به شبل الدوله و مکنی به ابوالهیجا (متوفی در حدود سال ۵۰۵ هـ . ق.). شاعری معروف است به علت اختلاف با برادر خود ترک حجاز گفت و به بغداد درآمد، سپس به سیر در بلاد پرداخت تا در خراسان رحل اقامت افکند و به خدمت وزیر نظام الملک اختصاص یافت و به دامادی او نایل شد. چون نظام الملک کشته شد به بغداد بازگشت و سپس به گردش در شهرها پرداخت و سرانجام در مرو اقامت گزید و در همانجا بمرد. او را با زمخشری ظرایف و مکاتباتی است. شعر وی نیکو و روان است. و رجوع به وفیات الاعیان ابن خلکان ج ۲ ص ۲۳۴ و قاموس الاعلام ترکی و الاعلام زرکلی چ ۲ ج ۸ ص ۲۰۶ و غزالی نامه ص ۳۰۵ شود.

کلمات هم‌قافیه با «مقاتل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید