معنی مقابلت
5 بازدید
[ مُ بَ / بِ لَ ] (از ع، اِمص) مقابلة. مقابله. و رجوع به مقابلة و مقابله شود. || دشمنی. مخالف. ستیزه جویی : و آن کس که به مقابلت و مقاتلت تلقی کرد... با اتباع و اولاد... نیست گردانید. (جهانگشای جوینی چ قزوینی ج ۱ ص ۱۷). هنگام مقابلت و مقاتلت صفوف، سربه سر حشو باشند و هیچ کدام به میدان مبارزت بارز نشوند. (جهانگشای جوینی چ قزوینی ج ۱ ص ۲۳).
کلمات همقافیه با «مقابلت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لت» برای سرودن شعر