معنی مفاتحه
3 بازدید
[ مُ تَ / تِ حَ / حِ ] (از ع، اِمص) مفاتحة. با کسی چیزی ابتداء کردن. آغاز کردن. شروع کردن. شروع. آغاز: در میان هر دو برادر مفاتحهٔ مشاحتی ظاهر شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۳۸۹). و رجوع به مفاتحة و مفاتحت شود.
کلمات همقافیه با «مفاتحه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حه» برای سرودن شعر