معنی مفاتحت
5 بازدید
[ مُ تَ / تِ حَ ] (از ع، اِمص) مفاتحه. مفاتحة. گشایش کاری کردن. آغاز کردن چیزی را: و در حق ابوعلی و شفاعت در باب او به حضرت بخارا ابواب مفاتحت آغاز نهاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۱۶۲). به وقت مقام ناصرالدین به بلخ از جانب فخرالدوله رسولان رسیده بود و مفاتحت مکاتبت آغاز نهاده. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۱۷۴). و رجوع به مفاتحه شود.
کلمات همقافیه با «مفاتحت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حت» برای سرودن شعر