معنی مفاتحة
4 بازدید
[ مُ تَ حَ ] (ع مص) با کسی چیزی ابتدا کردن. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی) (از المنجد). چیزی آغاز کردن. (آنندراج). و رجوع به مدخل های قبل و بعد شود. || با کسی دری باز گشادن. (المصادر زوزنی). با یکدیگر در باز گشودن. (آنندراج). || با کسی به حاکم شدن. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی). با همدیگر پیش حاکم رفتن. (آنندراج) (از اقرب الموارد). || آسان گردانیدن بیع. (از ذیل اقرب الموارد) (از المنجد). || گاییدن. (منتهی الارب) (آنندراج). مجامعت کردن. (از ناظم الاطباء). || تقاضا نمودن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مفاتحة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حة» برای سرودن شعر