معنی مفاتح
5 بازدید
[ مَ تِ ] (ع اِ) جِ مفتاح. (منتهی الارب) (آنندراج). جِ مفتاح و مِفتَح. (ناظم الاطباء). جِ مفتح. (ترجمان القرآن) (اقرب الموارد). کلیدها: {/Bوَ عِنْدَهُ مَفََاتِحُ اَلْغَیْبِ لاََ یَعْلَمُهََا إِلاََّ هُوَ... ۱-۸۶:۵۹/}(قرآن ۶/۵۹). و رجوع به مفتاح و مفتح شود. || جِ مَفتَح. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). رجوع به مفتح شود.
کلمات همقافیه با «مفاتح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تح» برای سرودن شعر