معنی مغفرشکاف
6 بازدید
[ مِ فَ شِ ] (نف مرکب) از صفات تیغ و خنجر و مانند آن است. (از مجموعهٔ مترادفات ص ۱۰۳). شکافندهٔ مغفر. که کلاه خود را شکافد: ملک ده، لشکرشکن، خنجرکش و مغفرشکاف گنج نه، باره فکن، شمشیرزن، بخت آزمای. منوچهری (دیوان چ دبیرسیاقی چ ۱ ص ۱۰۳). که کشورگشایان مغفرشکاف نهان صلح کردند و پیدا مصاف. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «مغفرشکاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر