معنی مغفرتمآب
4 بازدید
[ مَ فِ رَ مَ ] (ص مرکب) مغفرت پناه. بخشوده. آمرزیده. آمرزش یافته. مغفور: زرع و تربیت این جنس از مغفرت مآب میرزا آقاخان صدر اعظم نوری شد... (المآثر و الآثار ص ۱۱۵).
کلمات همقافیه با «مغفرتمآب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آب» برای سرودن شعر