معنی مغزک
5 بازدید
[ مَ زَ ] (اِ مصغر) مغز خرد. مغز لطیف و دوست داشتنی : مغزک بادام بودی با زنخدان سپید تا سیه کردی زنخدان را چو کنجاره شدی. اورمزدی (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مغز شود.
کلمات همقافیه با «مغزک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زک» برای سرودن شعر