معنی مغزریز
5 بازدید
[ مَ ] (نف مرکب) مغزپاش. پریشان کنندهٔ مغز. متلاشی کنندهٔ مغز: فرق بر و سینه سوز و دیده دوز و مغزریز دُربار و مشکسای و زردچهر و سرخ رنگ. منوچهری.
کلمات همقافیه با «مغزریز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر