معنی معنبر ساختن
4 بازدید
[ مُ عَمْ بَ تَ ] (مص مرکب) عنبرآلود کردن. به عنبر آغشتن. خوشبو کردن : خاک مجلس بود خاقانی به بوی جرعه ای هم به بوی جرعه فرقش را معنبر ساختم. خاقانی.
کلمات همقافیه با «معنبر ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر