معنی معمول شدن
6 بازدید
[ مَ شُ دَ ] (مص مرکب) عمل شدن. به کار بسته شدن : به هر خدمت که مقرر گردد چاکرانه معمول خواهد شد. (منشآت قائم مقام). || مرسوم شدن. رایج گشتن. متداول شدن.
کلمات همقافیه با «معمول شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر