معنی معتمد علیاللََّه
5 بازدید
[ مُ تَ مِ دُ عَ لَلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) رجوع به ابوالقاسم محمد المعتمد علی اللََّه و اعلام زرکلی ج ۳ ص ۹۱۰ شود.[ مُ تَ مِ دُ عَ لَلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) احمدبن متوکل علی اللََّه ملقب به المعتمد علی اللََّه مکنی به ابوالقاسم پانزدهمین خلیفهٔ عباسی. پس از قتل مهتدی به سال ۲۵۶ به خلافت رسید. وی پایتخت را از سامره به بغداد انتقال داد و با آنکه جوانی بی کفایت و عیاش بود مدت نسبةً مدیدی، یعنی ۲۳ سال خلافت کرد. علت این امر آن بود که برادرش طلحه ملقب به موفق متصدی کارها بود و او مردی کار آمد و با شهامت بود. از وقایع مهم خلافت معتمد شکست یعقوب لیث و مرگ او (۲۶۵ -هـ . ق.) و از پا در آمدن صاحب زنج و پایان یافتن قدرت او در بصره و توابع آن است. امام حسن عسکری نیز در زمان معتمد رحلت یافت (۲۶۵ هـ . ق.) معتمد بر اثر افراط در اکل و شرب یا در نتیجهٔ مسموم شدن درگذشت و المعتضدباللََّه به جای وی نشست (۲۷۹ هـ . ق.). و رجوع به تاریخ اسلام تألیف دکتر فیاض ص ۲۴۳ و ۲۴۴ و ترجمهٔ تاریخ یعقوبی صص ۵۴۱ -۵۴۶ و مجمل التواریخ و القصص ص ۳۶۵ و ۳۶۶ و حبیب السیر و تاریخ الخلفاء سیوطی و الکامل بن اثیرج ۷ ص ۹۳ و تجارب السلف ص ۱۸۹ و اعلام زرکلی شود.
کلمات همقافیه با «معتمد علیاللََّه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «َه» برای سرودن شعر