معنی معاينه گرديدن
5 بازدید
[ مُ یَ نَ / یِ نِ گَ دی دَ ] (مص مرکب) ديده شدن به چشم. به رأیالعين ديده شدن: اين سخن در سمع قبول من نيايد مگر اينکه معاينه گردد. (گلستان).
کلمات همقافیه با «معاينه گرديدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر