معنی معاينه کردن
5 بازدید
[ مُ یَ نَ / یِ نِ کَ دَ ] (مص مرکب) به چشم ديدن. با دقت به بررسی چيزی پرداختن. || بررسی و دقت کردن طبيب در وضع بيمار برای تشخيص بيماری او. و رجوع به معاينه شود.
کلمات همقافیه با «معاينه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر