معنی معاهده
5 بازدید
[ مُ هَ دَ ] (ع مص) با يکديگر عهد کردن. (ترجمانالقرآن). با کسی عهد کردن. (تاج المصادر بيهقی). پيمان نمودن با کسی و سوگند خوردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به معاهده شود. || تيمار داشتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «معاهده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر