معنی معالجت.

معنی معالجت.

14 بازدید
[ مُ لَ / لِ جَ ] (از ع، اِمص) درمان کردن. شفابخشيدن خواستن با دوا و جز آن بيماری را. علاج کردن. (يادداشت به‌ خط مرحوم دهخدا): اگر در معالجت‌ ايشان... سعی پيوسته آيد... اندازهٔ خيرات و مثوبات آن که تواند شناخت. (کليله و دمنه). به صواب آن لايقتر که بر معالجت مواظبت‌ کنی. (کليله و دمنه). رنج مبر در معالجت‌ چيزی که علاج نپذيرد. (کليله و دمنه). و اطبا در معالجت او عاجز آمدند. (چهارمقاله). پس‌ چون اطباء از معالجت آن جوان عاجز آمدند پيش شاهنشاه ملک معظم علاالدوله آن حال‌ بگفتند. (چهارمقاله). و همهٔ اهل خرد دانند که‌ اين چنين معالجت نتوان کرد الا به فضلی‌ کامل و علمی تمام. (چهارمقاله). پس اطبا دست به معالجت او برگشادند چنانکه خواجه‌ ابوعلی می‌فرمود، يک ماه را به صلاح آمد و صحت يافت. (چهارمقاله). آن برادر طبيب و معالج بود دختر را تعهد کرد و به معالجت به‌ قرار معهود باز برد. (سندبادنامه ص‌320) ...سالی در ديار عرب بود که کسی تجربه‌ پيش وی نبرد و معالجتی از وی نخواست. (گلستان). پس پيش پيغمبر آمد عليه‌السلام و گله کرد که مر اين بنده را برای معالجت‌ اصحاب فرستاده‌اند... (گلستان). و رجوع‌ به معالجه و معالجه شود. - معالجت شدن؛ علاج يافتن. درمان‌ يافتن. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). معالجه شدن. - معالجت کردن؛ درمان کردن. علاج‌ کردن. مداوا کردن. معالجه کردن‌: و از هر سه عالم داروها برگزيد و خود را بدان‌ معالجت کرد. (چهارمقاله). اگر طبيبی‌ بخواهيم تا معالجت کند. (گلستان).

کلمات هم‌قافیه با «معالجت.»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ت.» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید