معنی معالج
5 بازدید
[ مُ لِ ] (ع ص) علاجکننده. (آنندراج). آن که دوا میکند. طبيب. پزشک. (ناظم الاطباء). درمانکننده. آسی. بچشک. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا). مداواکننده اعم از مداواکنندهٔ مجروح يا بيمار يا چهار پا. (از ذيل اقرب الموارد):[ مُ لَ ] (ع ص) علاجکردهشده. (آنندراج). || چارهشده و تيمارشده. || آمادهگشته. || طبخشده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «معالج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لج» برای سرودن شعر