معنی معاف

معنی معاف

5 بازدید
[ مُ ] (از ع، ص) بخشيده‌شده و معذور و آمرزيده‌شده و عفوکرده‌شده. (ناظم‌ الاطباء). در اصل معافی بود بر وزن منادی‌ صيغهٔ اسم مفعول از باب مفاعله که مصدرش‌ معافات است بر وزن مناجات مأخوذ از عفو پس در استعمال فارسيان الف از آخر معافی‌ که مقلوب است از ياء ساقط شده چنانکه در لفظ صاف که در اصل صافی بود صيغهٔ اسم‌ فاعل در استعمال فارسی ياء از آخر آن افتاد چنانکه از لفظ متعال که در اصل متعالی بود ياء از آخر آن در حالت وقف ساقط شد پس‌ معاف به فتح ميم چنانکه شهرت دارد غلط است. (غياث) (آنندراج). اسم مفعول از «اعفاه‌ يعفيه» است و در اصل «معفی» بود که به قلب‌ مکانی «معاف» شده و به وزن «مفلع» درآمده‌ است. و يا ممکن است «معافی» يعنی اسم‌ مفعول از «عافاه يعافيه» بوده و لام آن حذف‌ شده باشد و در اين صورت وزن آن «مفاع» است و اينکه صاحب بهار عجم اشتقاق آن را از «معافه» به تشديد فاء می‌داند نادرست و برخلاف نص لغت است و «معافه» اصلاً در لغت نيامده است. (نشريهٔ دانشکدهٔ ادبيات‌ تبريز سال دوم شماره 1): هشت حرف است آنکه اندر فارسی نايد همی‌ تا نياموزی نباشی اندراين معنی معاف‌ بشنو از من تا کدام است آن حروف و يادگير ثا و حا و صاد و ضاد و طا و ظا و عين و قاف. (ازامثال و حکم ج 4 ص‌1982). || اجازه داده شده. (ناظم الاطباء). || خلاص گشته و آزاد شده. (ناظم‌ الاطباء). || تندرست. (يادداشت به خط مرحوم دهخدا): من اصبح منکم آمناً فی سربه‌ معافاً فی بدنه... فکانماحاز الدنيا بحذافيرها. (حديث، يادداشت ايضاً).

کلمات هم‌قافیه با «معاف»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اف» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید