معنی معاعاه
4 بازدید
[ مُ ] (ع مص)۱ زجر کردن گوسپند را به کلمهٔ «عا» و جز آن. (منتهی الارب). خواندن گوسپند را. (ناظم الاطباء). و رجوع به معاواه شود.
کلمات همقافیه با «معاعاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر