معنی معاف خواستن
5 بازدید
[ مُ خوا / خا تَ ] (مص مرکب) استعفا کردن. از عملی عذر برکناری خواستن. بخشودگی خواستن: و از آن شغل که به عهدهٔ من بود معاف خواستم. (سفرنامهٔ ناصرخسرو). و رجوع به معاف شود.
کلمات همقافیه با «معاف خواستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر